Posted on سپتامبر 29, 2008 by kinematic
تو تنها جمجمه ای و یک حنجر
بی هیچ خونی
تو تنها صدایی
بی هیچ کلمه ای
و من …
بی خونی رگهات را لاجرعه می نوشم
به سلامتی سلولهای خاکستری جمجمه ات
پاییز 86
مربوط به موضوع های: صداي بال خفاش | بر چسب ها: جمجمه ،حنجره،خون،رگ،رفیق | 2 نظرات »
Posted on سپتامبر 19, 2008 by kinematic
بچه دراز كشيده بود روي تختي با ملحفه هاي سفيد و يك ملحفه ي صورتي كمرنگ كشيده شده بود روي پاهاش و رو سر و صورتش دريغ از يك تار مو . روي صندلي بغل دست تخت مردي نشسته به خواب رفته بود و آن طرف تخت زني كه چشمهاش پف كرده بود و يك [...]
مربوط به موضوع های: یادداشت | بر چسب ها: بچه،توالت فرنگي ،داستان | 4 نظرات »
Posted on سپتامبر 15, 2008 by kinematic
از جماعت کبریتهای موجود در دنیا
یکی هم من دارم…
مربوط به موضوع های: صداي بال خفاش | بر چسب ها: جماعت، کبریت | 3 نظرات »