ما دوان دوان آمدیم از پشت باغهای گیلاس بزنیم و بعد از درو زدن رودخانه بیفتیم گل راه اصلی . فکر کردیم زود می رسیم . ما آنجا را می شناختیم اما نه مثل کف دست . ما به کف دستهایمان نه اعتماد داشتیم نه توجه . ما فقط می دویدیم . مطلقا از چیزی نیمی گریختیم .
ما فقط عجله داشتیم ، همین . ما زیاد توی زندگیمان فهمیده بودیم عجله داشتن چقدر سخت است و کار هر کسی نیست . چون همیشه دیر می کردیم . گرچه یک چند باری که سر موقع رفتیم فهمیدیم چقدر جای عجله خالی است . کوچه باغها تنگ بودند و خاکی . از دور و برشان هم که بوی لجن و دویدن خرچنگ و پریدن غورباقه ( با این ق ؟ ) می آمد ولی ما نفس کشیدیم . گفتیم برای اینکه زودتر برسیم نفس هم باید بکشیم . پس هی کشیدیم . حالا همین که ما عجله داشتیم و زده بودیم به میان بر ، تعداد باغها از ادمها و مساحتشان از کل ملک آنجا بیشتر بود . ما به این چیزها فکر نمی کردیم . ما فقط می دویدیم ما فقط . ما گیلاس نمی خوردیم . هم نفاخ بود هم مهمتر اینکه وقت می گرفت . ما می رفتیم و صدای پامان می آمد که می دویم و از روی جوبهای کوچک می پریم . ما فقط می خواستیم برسیم پشت باغهای گیلاس که رودخانه را دور بزنیم . پشه های ریز مستقیم می رفتند توی چشم و چار آدم ، حلق ، بینی ، یا هر جای لزج یا سوراخ دار . اما ما متوجه ی این چیزها نیمی شدیم و الان راجع به آن حرف نیمی زنیم ! ما می دویدیم اما فقط یک صدای پا می آمد ، یعنی صدای یک جفت پا می آمد ! ما فقط یک آن ایستادیم ، آن هم درست زمانی که حس کردیم توی باغها گم شده ایم . ما همان لحظه علت خلقت کف دست و کاربردش را دانستیم . ما باز دویدیم و رسیدیم و فهمیدیم که رسیدیم . اینجا پشت بود . پشت باغها . گرچه نفهمیدیم منظور از پشت باغ که بشر می گوید چیست ، چون اینجا دقیقا شبیه جلو ش بود . سریع فکر کردیم که وقت نگیرد و فهمیدیم بشر به نسبت جلوی خودش به باغ _ که چیزی غیر از خود بشر است _ جلو و پشت می دهد ! ما رسیدیم .
اما هرگز نتوانستم رودخانه را دور بزنم …
مربوط به موضوع های: صداي بال خفاش
سلام عزيز
اين تعليق رها شده در طنز “يکي از ازين روزها” مرا مي کشد. زيباست و جذاب.
-
ما رسيديم و يکي از اين روزها به ما هم مي رسد!
قورباغه را هر دو شکل می نویسند و درست است.
سبک نوشتنت عوض شده .
این عجله ای که گفتی کاملا تو نوشتت مشخصه انگار که ما هم با عجله مثله یک رودخانه ی خروشان تند تند می خوانیم و در متنت کاملا حل میشیم.
وافعا پشت باغ با جلوی ان چه فرقی دارد؟
صحبت این است که هیچ رودخانه ای را نمی شود دور زد می شود؟
اگر بخوای هر چبز و هر کس را میشه دور زد:)
درآمدن-به-وجودِ توپولوژی !!!
به روزم عزیز